از فيلم "ما" گرفته تا چاقوكشي و انگل برنده جايزه آكادمي، ساختار طبقاتي و هويت در مركز بسياري از ژانرها و گفتمان هاي نمايشي و سينمايي در سال 2019 قرار داشت. در اين بين Platform، فيلمي اسپانيايي به كارگرداني Galder Gaztelu-Urututia و به نويسندگي ديويد دسولا و پدرو ريورو است كه با نمايش هاي خود در TIFF 2019 و Fantastic Fest 2019 به اين جريان افزوده شد. اكنون، « پلتفرم » به طور انحصاري در Netflix پخش شده، در حالي كه پاسخ ها به بيماري همه گير Covid-19 در ايالات متحده و اروپا باعث بروز نابرابري براي افراد بالاي زنجيره اقتصادي و كساني كه در پايين هستند شده، اين اثر برجسته تر جلوه مي كند.
يك زندان مخوف چند طبقه كه در هر طبقه آن يك سلول با ظرفيت دو نفر قرار دارد محور اصلي جهان فيلم است. در اين زندان يك سكو تنها يك بار و يكجا از بالا به پايين به زندانيان غذا ميدهد و اين كار تنها دو دقيقه در روز انجام ميگيرد و زندانياني كه در طبقات بالاتر هستند غذاهاي بهتري دريافت ميكنند. اين برج از صدها سطح تشكيل شده است كه هريك از آنها داراي دو زنداني با يك سوراخ در مركز آن است كه به مردم داخل گودال اين امكان را مي دهد كه از بالاي سر و پايين خود مطلع باشند. در واقع اين يك ضيافت براي افراد بالاي گودال و يك رياضت براي افراد پايين اين چرخه مي باشد. از نظر تئوري، اين سيستم ظاهراً عادلانه است، اگر هر زنداني فقط سهم عادلانه اي از مواد غذايي خود را بدست آورد، غذاي كافي براي سفر به پايين و نگاه داشتن هر زنداني از گرسنگي وجود دارد. اما مانند همه چيز، در عمل، اين پلت فرم هم عميقا نابرابر است.
كساني كه در سطوح عالي تر هستند، مي توانند غذاي بيشتري مصرف كنند و چيز كمتري را براي افراد طبقات زيرينشان به جاي بگذارند و هر ماه كه موقعيت آنها در حال تغيير است، خوي دروني آنها نيز در حال دگرگوني مي باشد، و اين دگرگوني به حدي تاريك است كه حتي به خوردن هم سلولي نيز منجر مي شود. اين گودال يا پلت فرم يك سكوي ايده آل كمونيستي را در مقابل خودمختاري فردي به ساده ترين شكل ارائه مي دهد، اما با توجه به شخصيت گورنگ به عنوان لنگرگاه و چشم ما در اين جهان، و در حالي كه مردم هميشه خود را اولويت قرار مي دهند، ما با عوارض اين سيستم بيشتر آشنا مي شويم. گرچه فيلم تمثيل اجتماعي "آشكار" از وضعيت كنوني جهان است، اما اين رفتار همراه با تمثيل است كه باعث مي شود پلت فرم از ديگران هم ژانر و گونه خودش متمايز تر باشد. اين گودال مخوف چيزي شبيه به يك خواب و روئياي گروتِسك است كه از طرفي به شدت آشناست، اما همچنان كه به پايان مخوفش نزديك مي شود، شما را با اين سوال ناخوشايند رها مي كند: شما چه كسي در اين زنجيره گودال هستيد؟!
يكي از جالب ترين موارد در مورد The Platform اين است كه ورود زندانيان از خشونت ذاتي گرفته تا تصادف و افرادي مانند گورنگ، كه داوطلبانه وارد زندان شده اند، متغير هستند. در واقع بيننده با يك بوفه سياسي متكي به ساختار طبقاتي مواجه مي شود كه واقعاً عجيب است. در طول فيلم، شخصيت گورنگ توسط سيستم شكسته مي شود، به آن عادت مي كند و در نهايت سعي دارد آن را بشكند. اين گودال در نمايش آشكار طبقه اجتماعي و نحوه عملكرد مردم هنگام دريافت وضعيت درك شده، خيره كننده است. اما آنچه واقعاً "'گودال" را به تصويري كابوسانه از زمانه ما تبديل مي كند اين است كه ما را آگاه مي سازد كه ما نيز مي توانستيم چنين خوني را روي دستان خود داشته باشيم. روشي كه فيلم از يك سو نااميدي و خودخواهي انسان را به نمايش مي گذارد و از طرف ديگر خشونت عريان و البته اندك نور و ايمان او را قابل توجه است.
من نمي خواهم بيش از حد به جزئيات بپردازم چون چرخش هاي كوچك در داستان به روايتي منتهي مي شود كه بايد آن را هنگام ديدن فيلم تجربه كرد. لحظاتي در The Platform وجود داشت كه قلب من شكست و دلم مي خواست از اين همه وحشي گري به درون زمين فرو روم، اما چيزهايي نيز بودند كه من خودم را با آن از اميد پر كردم. گذشته از مضامين فيلم، جلوه ها بصري، بازيگري و كارگرداني نيز به صورت ماهرانه در اثر اجرا شده است. طراحي مينيماليستي گودال و نحوه فيلمبرداري نيز اثر را جذاب تر كرده اند. به طور كلي، اين پلت فرم مانند يك پتكي است كه به قفسه سينه شما برخورد مي كند.
منبع : مووي مگ